تو را یک روز خواهم دید
تو را یک روز خواهم دید
به صبحی سرد یا عصری ملال انگیز
و یک بار دگر شاید نگاهم در نگاهت خیره خواهد شد
کنار کوچه ای یا در خیابانی شلوغ و گیج
سلامی گرم خواهم داد و لبخندی سراپا آه
نگاهم با تو خواهد گفت زندگی یعنی سقوط از اوج حسرتها
و دیگر من تو را ....
و دیگر من تو را هرگز نخواهم دید .
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 14:12  توسط دلتنگ
|