روزي كه خواهم دانست
كه تو نيز مرا دوست ميداري
ديگر بيتابي نخواهم كرد
ديگر بيخواب نخواهم ماند
ديگر شعر نخواهم سرود
ديگر در باغچه گلهاي شمعداني صورتي
به ياد زيبايي تو نخواهم كاشت
ديگر در سوز پاييز مقابل پنجرة اتاقت
منتظر نخواهم ايستاد
چون…
خفته در خاك خواهم بود
براي هميشه
ولي به هنگام پوسيدن در خاك
و سوختن در جهنمِ بي تو بودن
باز هم عاشقت خواهم بود
باز هم عشق من خواهي بود.
+ نوشته شده در یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 21:9  توسط دلتنگ
|
