تبليغاتX
setareye-shabhaye-bikasi

setareye-shabhaye-bikasi

بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است.

باید دچار بود

دچار یعنی چه؟

دچار یعنی عاشق.

همیشه فاصله ای هست.

دچار باید بود.

و گرنه زمزمه حیرت میان دو حرف حرام خواهد شد.

و عشق..........

سفر به روشنی از خلوت اشیاست.

و عشق..........

صدای فاصله هاست.

صدای فاصله هایی که غرق ابهامند.

نه صدای فاصله هایی که مثل نقره تمیزند.

و با شنیدن یک هیچ میشوند کدر.

همیشه عاشق تنهاست.

و دست عاشق

در دست ترد ثانیه هاست.

و او و ثانیه ها می روند ان طرف روز

هوای حرف تو ادم را

عبور می دهد از کو چه های حکایت

ودر عروق چنین لحن

چه خون تازه محزونی است!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 13:40  توسط دلتنگ  | 

اينجا من هستم ؛ سکوتي محض
سکوتي شکسته و درهم بخاطر هر روز نديدن تو
اينجا من هستم ؛ تهي از زندگي و روزمره‌گي
خالي‌تر از هميشه؛ با کلافي درهم و پيچ در پيچ

معني سکوتم را با چشمانم برايت بارها فرستاده‌ام
اينجا من هستم با آوازي که هرگز نشنيدي

من هستم و سازي مبهم
اينجا من مانده‌آم تنها در پس اندوه صداي کهنه سازم
من هستم و گلي پرپر شده از عشقي کور
من هستم و يکرنگي شکسته‌ام
اينجا در شهري دور من مانده‌ام به انتظار هر لحظه که ميايي
در شهري خاک گرفته و غروبي تنگ
که سينه‌ام را هر آن مي‌درد
اينجا من مانده‌ام و سرمايي که استخوانم را داغان کرده است
من هستم ، سيمايي شکسته‌تر از هميشه
اينجا من هستم و خيال هميشگي چشمان کبود تو

حتي كلمات هم دگر از نوشتن دردهايم عاجزند...

+ نوشته شده در  جمعه سوم آذر 1385ساعت 14:50  توسط دلتنگ  |