باید دچار بود
دچار یعنی چه؟
دچار یعنی عاشق.
همیشه فاصله ای هست.
دچار باید بود.
و گرنه زمزمه حیرت میان دو حرف حرام خواهد شد.
و عشق..........
سفر به روشنی از خلوت اشیاست.
و عشق..........
صدای فاصله هاست.
صدای فاصله هایی که غرق ابهامند.
نه صدای فاصله هایی که مثل نقره تمیزند.
و با شنیدن یک هیچ میشوند کدر.
همیشه عاشق تنهاست.
و دست عاشق
در دست ترد ثانیه هاست.
و او و ثانیه ها می روند ان طرف روز
هوای حرف تو ادم را
عبور می دهد از کو چه های حکایت
ودر عروق چنین لحن
چه خون تازه محزونی است!
