کاش سهم من از تو دست هايت بود
تا روي چشم هايم مي گذاشتم و فردا را نمي ديدم
کاش سهم من از تو دست هايت بود
تا روي چشم هايم مي گذاشتم و فردا را نمي ديدم
خداوند همیشه دل آسمون رو می شکنه
تا دل گلی رو شاد کنی....![]()

يكي داشت يكي نداشت اوني كه داشت تو بودي اوني كه تورو نداشت من بودم
يكي خواست يكي نخواست اوني كه خواست تو بودي و اوني كه بي تو بودن رو نخواست من بودم
يكي آورد يكي نياورد اوني كه آورد تو بودي و اوني كه جز تو به هيچ كس ايمان نياورد من بودم
يكي برد و يكي باخت اوني كه برد تو بودي و اوني كه دل به تو باخت من بودم
يكي گفت يكي نگفت اوني گفت تو بودي و اوني كه دوست دارم رو به هيچ كس جز تو نگفت من بودم
يكي موند...
کسی را که دوست داری،تو را دوست نمي دارد،كسي كه
تو را دوست دارد،تو دوستش نمي داری.اما كسي كه تو
دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين
هرگز به هم نمي رسيد و اين رنج است.
زندگي يعني اين...
آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم
آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم
و بعد...
براي آنچه از دست رفته آه مي کشيم![]()
باز صفحه اي سپيد و قلمي سياه در پيش رو دارم و مي نويسم...
از تو مي نويسم تا بداني که هستم...
از تو مي نويسم تا بدانم که هستي...
کلمات چون قطرات زلال باران به روي کاغذ مي ريزند.
وقتي از تو و براي تو مي نويسم واژه ها عطر کل دارند.
نرم چون حرير و لطيف چون ياس.
حروف عاشقانه بهم مي آميزند و کلمات را شکل مي بخشند.
مي نويسم آنچه را که قلبم فرياد مي زند
آنچه را که خون در رگهايم جاري مي سازد و
آنچه را که زبان توانايي بيانش را ندارد.
عشق را در تک تک سلولهاي بدنم احساس مي کنم